تبلیغات
montakhabenet - بیا دنیا را سرک بکشیم
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : نویسنده Ž
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
montakhabenet
یکشنبه 14 خرداد 1396 :: نویسنده : نویسنده Ž       



مفیدستان:


بیا دنیا را سرک بکشیم


کودک و نوجوان > فرهنگی – اجتماعی – خانه فیروزه‌ای > الهه صابر:
آدم‌ها دوست دارند، دوستشان بدارند و البته گاهی یک‌سره حرف‌اند؛ یک‌سره بادِ هوا. این‌همه آمدن پیغمبران بی‌خودی نیست؛ این‌همه تکرار اتفاق‌های گذشته؛ اما آخرش باید پرسید: که چی؟… تا کی؟

از خوی سرکشم می‌ترسم. خوب یادم هست وقت‌هایی را که می‌توانستم بهتر حرف بزنم ولی نزدم. کلمه قیامت می‌کند. کلمه می‌تواند دشمن را دوست کند؛ دوست را هم دشمن. نمی‌گویم این‌ها دست من نیست، که خیلی هم دست من است. هرسالی که بیش‌تر چموشیِ جان خودم را فهمیده‌ام، افسار نوتری به اسب سرکش جانم زده‌ام؛ افساری خوش‌دست‌تر.

بین این همه آدم، خوب می‌دانم اول نیستم و می‌بینم صف آدم‌های پشت سرم را. نه غرور عادلانه است و نه ناامیدی. دارم زندگی را اندازه‌ی زمینی که رویش ایستاده‌ام و اندازه‌ی آسمانی که سهم من است تجربه می‌کنم. این تجربه‌ها گاهی دچار خطا می‌شوند، اما به قول شاعر: «تیرم به خطا می‌رود اما به هدر نه».*

بیا لبخند بزنیم و اجازه بدهیم ماهیِ توی سرمان، ماهیِ بزرگی باشد برای بلعیدن نفرین‌‌ها. اجازه بدهیم آدم‌های چموش دنیایشان را سرکشی کنند. چنان‌که آدم‌های دیگری پیش از این اجازه داده‌اند ما دنیایمان را سرکشی کنیم. دنیا را باید سرک کشید.

چه‌کسی می‌تواند تصویر ماه را توی آب ببیند اما برای رقصاندنش سنگ‌اندازی نکند؟ هرچه‌هم سنگ‌ها تصویر ماه را برقصانند، ماه اگر ماه باشد، دوباره ماه می‌شود و سنگ‌ها هم ته‌نشین. هیچ‌کس نمی‌تواند بگوید تا به‌حال سنگی توی تصویر ماه نینداخته. این یک دروغ محض است، یک دروغ سیاه.

همیشه عامه بودن مردم یعنی گلایه. اما همین گلایه‌ها را اگر آیه بدانیم، مردمِ عامه هم می‌توانند حامل پیام‌هایی باشند برای هدایت هر روزه‌ی ما. این‌هاست كه مرا برمی‌انگیزد به حرف زدن. اما مگر همیشه و همه‌ی كارهای پیغمبرها به‌طور كامل تحسین شده است؟

در تاریخ زندگی انبیا گاهی و البته متناسب با شأن و جایگاهشان، شاهد گله و یا تذكر خدا به برخی پیامبران هم هستیم. لحظه‌هایی هم که خدا اجازه داد دوستانش دنیا را سرکشی کنند، كم نیستند. گویی مهم‌تر از هر چیز، سرانجام و عاقبت كار است، همین که آخرش بهشت بشود کفایت می‌کند.

مخلص کلام این‌که دنیا، دنیای عجیبی است و عجیب‌تر خود ماییم. این بند آخر را به یاد قصه‌ی موسی‌ع و شبان می‌نویسم که یعنی هر دلی برای خودش خدایی دارد.

وقتی به قلب‌ها اجازه‌ی تپیدن داده شد، نباید هوا را از ایشان گرفت. بی‌هوا تپیدن خفگی است. باید مواظب باشیم اگر دیگران خدا را اشتباه گرفتند ما خدا را از ایشان نگیریم. حد فهم آدم‌ها که دست ما نیست.

هر شاخه‌ای که نور بیش‌تری دید، بیش‌تر سرک می‌کشد. شاخه‌ی دوستی آدم‌ها را که به‌خاطر تاریکی‌هایشان نباید برید. وگرنه پیامبری می‌شویم که شبان را فراری داد و خدا از او گله کرد كه «…بنده‌ی ما را ز ما كردی جدا.»


* مصرعی از فاضل نظری



لینک منبع

بازنشر: مفیدستان


عبارات مرتبط

مطلب بیا دنیا را سرک بکشیم در سایت مفیدستان
برای دریافت مطالب مفید به سایت مفیدستان مراجعه فرمایید.


لینک منبع و پست :بیا دنیا را سرک بکشیم
http://mofidestan.ir/%d8%a8%db%8c%d8%a7-%d8%af%d9%86%db%8c%d8%a7-%d8%b1%d8%a7-%d8%b3%d8%b1%da%a9-%d8%a8%da%a9%d8%b4%db%8c%d9%85/



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر